هیاهو
سر خط... نقطه.. ته خط... نقطه...اما نه ته یا سر خط.... نقطه...همینجا ! بی سر و ته شده ام ! خودم میدانم.... چه خو ب هم.. خسته.م اینکه انتظار داشته باشی که 1 نفر فقط 1 نفر باشه... که قبولت داشته باشه.. که باورت کنه.. انتظار زیادیه ؟ کاش یکی بفهمه که "خسته.م" که خستکی مفرط چه طعم و مزه ای داره... کاش یکی بفهمه... کاش... باران میبارد آسمان میلرزد.. .
دل من میلرزد...
خبری در راه است...
خدایا !
اشتباه باشد... .
دلم آشوبه ...
کسی نمیدونه چرا ؟ هان خدا ؟!
نقطه..
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت
15 توسط سبا | |
نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت
19 توسط سبا |
| Design By : Night Skin |

